تبلیغات
فانوس - دختربچه باهوش!
 
فانوس
 
 

دختر کوچولو وارد بقالی شد و کاغذی به طرف  بقال دراز کرد و گفت :مامانم گفته چیزهایی که در این لیست نوشته بهم بدی این هم  ﭘﻮﻟﺶ.

بقال کاغذ رو گرفت و لیست نوشته شده در کاغذ را فراهم کرد و به دست دختر  بچه داد، بعد لبخندی زد و گفت :چون دختر خوبی هستی و به حرف مامانت گوش می دی،می تونی یک مشت شکلات به عنوان جایزه برداری .

ولی دختر کوچولو از جای خودش تکون  نخورد، مرد بقال که احساس کرد دختر بچه برای برداشتن شکلات ها خجالت می کشه گفت :"دخترم!ﺧﺠﺎﻟﺖ نکش، بیا جلو خودت شکلاتهاتو بردار "

دخترک پاسخ داد ": ﻋﻤﻮ! ﻧﻤﯽخوام خودم شکلات ها رو بردارم، نمی شه شما بهم بدین؟"بقال با تعجب پرسید :چرا دخترم؟ مگه چه فرقی می کنه؟ و دخترک با خنده ای کودکانه گفت:آخه مشت شما از مشت  من بزرگتره ! 





نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : چهارشنبه 10 خرداد 1391 :: توسط : دلی
درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ: دلی
منوی اصلی
آرشیو مطالب
مطالب اخیر
نویسندگان
پیوندها
پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
جستجو